53
♣ طنز نامه ♦ شماره 1 ♣
سلام به همه دوستان عزیز
امیدوارم لذت کافی رو از بازی ببرید
دیروز یک فکری به سرم زد که هفته ای 1 یا 2 بار مقاله طنزنامه بدم بیرون
اینطوری هم یخورده شماها سرحال میاین هم من تخلیه انرژی شدم :دی
اینقدر انرژی دارم که نمیدونم کجا استفادش کنم برای همین میزنم تو خط طنز
چون اقتصاد و سیاست و نظامی به من نیومده همون طنز بیشتر تو رشته کاریم میاد :دی
توی مقاله هرچی دستم بیاد و به نظرم خنده دار باشه میزارم
از عکس گرفته تا لطیفه تا مثل های پــ نه پـــ و مسئله های علمی
هرجی که دستم بیاد :دی
اولین شماره یخورده توش زیاد حرف زدم برای همین حجم مطالب فکاهی کم میشه
از سری بعد بیشتر خواهد شد
نظرتونو در مورد این کارم حتما بگید و بگید جیکار کنم پیشرفت کنه

▓▓▓▓
پـَـــ نــه پـَـــ
▓▓▓▓
پسر همسایمون تو پارک داشت بریک دنس می کرد یکی اومده بعد نیم ساعت تماشا میگه ایشون داره میرقصه؟
گفتم: پـَـ نه پـَـ شربت خاکشیر خورده می خواد ته نشین نشه!!!!
رفتم بقالی یه دوغ ورداشتم رفتم که حساب کنم . می گم چنده؟ می گه چی دوغ؟ میگم: پـَـــ نــه پـَـــ شماره شابک کتاب استاد علی شریعتی
رفتم کافی نت یارو میگه می خوای با اینترنت کار کنی؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ اومدم پیشاپیش عید فطرو بهت تبریک بگم!
رفتم مرغ فروشی به فروشنده میگم بال دارین، میگه بال مرغ؟ میگم پـَـَـ
نَ پـَـَــــ بال هواپیما، چندتا کوچه پایین تر سقوط کردیم میخوام درستش کنم
هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم ...
آمپولارو دادم به پرستاره ...میگه آمپول بزنم؟ میگم
پَ نه پَ توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم!

▓▓▓▓
طنز و فکاهی
▓▓▓▓
دو تا پسر رفته بودن کافه و با 2 تا دختر قرار داشتن .رفتن کنار یه دختر خوشگل نشستن .
چون دخترا دیر کرده بودن علی رضا مرتب به ساعتش نگاه میکرد تا اینکه دختره بهش میگه : شما منتظر کسی هستید؟
علی میگه : نه! من فقط دارم به ساعتم نگاه میکنم ، آخه تازه خریدمش ، جدیدترین مدله!
دختر : جدی! ، مدرنه؟ ، امکاناتش چیه؟
علی : آره خب مدرنه ، یکی از امکاناتش اینه که از طریق اشعه آلفا با من ارتباط برقرار میکنه ، یه جور تله پاتی!
دختر : واه! چه جالب ! الان داره ساعتتون چی میگه؟
علی : داره میگه شما چرا لباس زیر ندارین؟
دختر: بله!! من که لباس زیر دارم!
علی رضا : اوه ! ساعت لعنتی! فکرکنم یک ساعت جلو رفته!!
یارو میره یخ بخره می بینه پول همراهش نیست واسه اینکه ضایع نشه
یه دستی روی یخ ها می کشه میگه : از این سردتر ندارین؟!!
به عربه میگن زنت رو دیدم تو رنو با 5 تا مرد میگه آفرین رنو
در باب مسئله حجاب به روحانیون محترم (!) عارضم که : شما یه آجر رو بردار بپیچ تو کیسه نایلون سیاه، بذار بالای یخچال، به بقیه هم بگو بهش دست نزنن و سراغش نرن. تا خود صبح همه انگولکش میکنن ببینن توش چیه . . . …. تمام !!! روشنه؟!

▓▓▓▓
تصاویر طنز
▓▓▓▓
عحب معماری باحالی

نهایت ایمنی !!

اینم زنونه مردونه شد

مبارزه با بدحجابی


ببخشید اگه زیاد خنده دار نبودن
این خداییش کل توانم بود
برای بهتر شدن مقاله تو نظرات پیشنهاداتونو بدین
موفق باشید
علیرضا
Y! ID : alireza.imani65
امیدوارم لذت کافی رو از بازی ببرید
دیروز یک فکری به سرم زد که هفته ای 1 یا 2 بار مقاله طنزنامه بدم بیرون
اینطوری هم یخورده شماها سرحال میاین هم من تخلیه انرژی شدم :دی
اینقدر انرژی دارم که نمیدونم کجا استفادش کنم برای همین میزنم تو خط طنز
چون اقتصاد و سیاست و نظامی به من نیومده همون طنز بیشتر تو رشته کاریم میاد :دی
توی مقاله هرچی دستم بیاد و به نظرم خنده دار باشه میزارم
از عکس گرفته تا لطیفه تا مثل های پــ نه پـــ و مسئله های علمی
هرجی که دستم بیاد :دی
اولین شماره یخورده توش زیاد حرف زدم برای همین حجم مطالب فکاهی کم میشه

از سری بعد بیشتر خواهد شد
نظرتونو در مورد این کارم حتما بگید و بگید جیکار کنم پیشرفت کنه

▓▓▓▓
پـَـــ نــه پـَـــ
▓▓▓▓
پسر همسایمون تو پارک داشت بریک دنس می کرد یکی اومده بعد نیم ساعت تماشا میگه ایشون داره میرقصه؟
گفتم: پـَـ نه پـَـ شربت خاکشیر خورده می خواد ته نشین نشه!!!!
رفتم بقالی یه دوغ ورداشتم رفتم که حساب کنم . می گم چنده؟ می گه چی دوغ؟ میگم: پـَـــ نــه پـَـــ شماره شابک کتاب استاد علی شریعتی
رفتم کافی نت یارو میگه می خوای با اینترنت کار کنی؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ اومدم پیشاپیش عید فطرو بهت تبریک بگم!
رفتم مرغ فروشی به فروشنده میگم بال دارین، میگه بال مرغ؟ میگم پـَـَـ
نَ پـَـَــــ بال هواپیما، چندتا کوچه پایین تر سقوط کردیم میخوام درستش کنم
هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم ...
آمپولارو دادم به پرستاره ...میگه آمپول بزنم؟ میگم
پَ نه پَ توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم!

▓▓▓▓
طنز و فکاهی
▓▓▓▓
دو تا پسر رفته بودن کافه و با 2 تا دختر قرار داشتن .رفتن کنار یه دختر خوشگل نشستن .
چون دخترا دیر کرده بودن علی رضا مرتب به ساعتش نگاه میکرد تا اینکه دختره بهش میگه : شما منتظر کسی هستید؟
علی میگه : نه! من فقط دارم به ساعتم نگاه میکنم ، آخه تازه خریدمش ، جدیدترین مدله!
دختر : جدی! ، مدرنه؟ ، امکاناتش چیه؟
علی : آره خب مدرنه ، یکی از امکاناتش اینه که از طریق اشعه آلفا با من ارتباط برقرار میکنه ، یه جور تله پاتی!
دختر : واه! چه جالب ! الان داره ساعتتون چی میگه؟
علی : داره میگه شما چرا لباس زیر ندارین؟
دختر: بله!! من که لباس زیر دارم!
علی رضا : اوه ! ساعت لعنتی! فکرکنم یک ساعت جلو رفته!!
یارو میره یخ بخره می بینه پول همراهش نیست واسه اینکه ضایع نشه
یه دستی روی یخ ها می کشه میگه : از این سردتر ندارین؟!!
به عربه میگن زنت رو دیدم تو رنو با 5 تا مرد میگه آفرین رنو
در باب مسئله حجاب به روحانیون محترم (!) عارضم که : شما یه آجر رو بردار بپیچ تو کیسه نایلون سیاه، بذار بالای یخچال، به بقیه هم بگو بهش دست نزنن و سراغش نرن. تا خود صبح همه انگولکش میکنن ببینن توش چیه . . . …. تمام !!! روشنه؟!

▓▓▓▓
تصاویر طنز
▓▓▓▓
عحب معماری باحالی

نهایت ایمنی !!

اینم زنونه مردونه شد

مبارزه با بدحجابی


ببخشید اگه زیاد خنده دار نبودن
این خداییش کل توانم بود

برای بهتر شدن مقاله تو نظرات پیشنهاداتونو بدین
موفق باشید
علیرضا
Y! ID : alireza.imani65

آخر :دی
Spam Yani In! Adam Hal kone
Vote
Sub
ShouT
first
دیدم همینو کم داره اونم من زدم
حالا ریپورت کنید تا نمره منفی بگیرم :دی
لذتشو ببرید :دی
o/
بسیار عالیجات میباشد
وتیدیم
این بانک ملیه فتوشاپه
چشمک
پول تو جیبی @
آره فکر کنم اینطوریه :دی
حیف که وقت ندارم وگر نه رو دست مقاله می دادم خدا
V
Vote
دادا خوب بود خسته نباشی فقط تو جوکا به شهر خاصی اشاره نکن شر میشه
البته به عنوان یه مشهدی میگم حتما بگو درباره مشهدیا:دی
مخصوصا که سی پی مشهدیه:پی
چشم
خیلی سعی کردم طنزها از فیلتر رد شه که باعث توهین به قومیت خاصی نشه
ولی خب از دستم در رفت اون
از این به بعد بیشتر حواسم به مشهدیا هست :دی
شوخی کردم
آره واسه مشهدیا بگو بخندیم :دی
خوب بود
من رفته بودم کلاس
کلاس تموم شد اومدیم بیرون
طرف پرسید کلاس تموم شده!!
پ ن پ هنوز شروع نشده!
بد اموزی هم داشت
قرار یعنی چی اخه!!!!!!
یاد میدی چطوری قرار بزارن!!!!!!
با منی علی؟
در مورد قرار گذاشتن که چیزی توش نیست :دی
این پــ ن پــــ ها سر دراز دارند :دی
"
به رشتیه میگن زنت رو دیدم تو رنو با 5 تا مرد میگه آفرین رنو"
الان قاعدتا من باید پیراهن جر میدادم ؟
: )
vote
ba hal boood
اوه اوه صاحابش اومد :دی
امپراتور یقتو جر بدی من پول ندارم برات نوشو بخرم :دی
v
علیرضا
اون قسمت که اسم رشت رو آوردی برش دار
عوضش بذار عرب:دی
مقالت خيلي خوبه فقط اسم قوميت و شهرا نيار عزيزم
بورياني+1000000
ممنون از نظرت مجید جان
تغییرش دادم به عرب
از این به بعد اینطوری میزنم که به قومیت های داخلی اهانت نشه
جاش قومیت های خارجی رو میزاریم وسط بهشون میخندیم :دی
voted
LoL
V
$
S
vote and sub
خوبه سعی کن مطالب طنز رو به بازی هم ربط بدی
من هنوز نفهمیدم چرا این همه حساسیت نشون میدید به جوک
من خودم محصول مشترکی از لر و عربم :دی
ولی در مورد هر کدوم هم جک بشنوم ناراحت نمیشم
V&S
so funny ))))