فيلم سينمايي مردي در باران - atilaa
كليه شخصيتهاي اين مقاله حتي گزارشگر هم تخيلي هستند و منظور شخص خاصي نيست
پس خودتونو ناراحت نكنيد
========================================
مش غلام : سلام عليكم برادر
اقاي اقتصاددان : عليكم السلام
مش غلام : برادر چرا اينا ميگن شما ديكتاتوري
اقاي اقتصاددان : اونا عقلشون كمه واسه اون
مش غلام : يعني با اينكه عقلشون كمه تشخيص ميدن كه ديكتاتور يعني چي
اقاي اقتصاددان : اره ديگه چون اگه تشخيص ميدادند به من ميگفتند بي سوات
مش غلام : شما به چه بازي علاقه مند هستيد
اقاي اقتصاددان :من به بازي فوتبال علاقه مند هستم
مش غلام : ميشه باهم يك دست فوتبال بازي كنيم فقط من زياد بازي بلد نيستم
اقاي اقتصاددان : اره چرا نميشه
فقط بايد حرف گوش بدين
مش غلام : منظورتون از حرف گوش دادن چيه مگه براي فوتبال لازم نيست منم فوتبال بلد باشم
اقاي اقتصاددان : نه نياز نيست بلد باشي اگه به حرفام گوش بدي كافيه
مش غلام : خوب بايد چيكار كنيم
اقاي اقتصاددان : اولا من مربي تيم هستم بعد كاپيتان را هم خودم بازي ميكنم گلر هم وا ميستم مهاجم و هافبك هم خودم هستم
مش غلام : اون وقت بقيه چيكا رميكنن
اقاي اقتصاددان : بقيه هم يا دفاع وا مي استين يا بيرون تو ذخيره ميشنين هر توپي دستتون افتاد ميندازين واسه من
مش غلام : حالا ما از كجا تشخيص بديم شما كجا هستين آخه هم دروازه بان هستيد هم مهاجم هستيد
اقاي اقتصاددان : شما هر جاي زمين بينادازيد من همونجا هستم اخه من 24 ساعته انلاينم
مش غلام : خوب مشكلي نيست ، اگر موافق باشين فردا شب من يك مسابقه با تيم عقاب ( تيم سوباسا ) بياندازم بريم مسابقه بديم
اقاي اقتصاددان : نه بابا مگه مغز خر خوردي اونا خيلي قوي هستن ميزنن سوراخ سوراخمون ميكنند
مش غلام : نه بابا زياد قوي نيستن
اقاي اقتصاددان : نه تو نميدوني چون تازه واردي اونا برا مسابقه از 11-12 كشور دنيا بازيكن خوب ميارن عمرا نميتونم ببريم
مش غلام : از قضامنم دوستاي خارجي دارم و دوستاي من چند روز پيش خودشون گفتن كه يك مسابقه بياندازين بريم حال اينارو بگيريم چون اينا هرروز ميرن اونجا واسه فوتبال و نميذارن با تيم كاكرو يك مسابقه بدن گفتن شما سر اينا رو مشغول كنيد تا ما هم بتونيم اين تيم كاكرو را غافگير كنيم و باهاشون مسابقه بديم
اقاي اقتصاددان : چجوري
مش غلام : ما يك مسابقه با اينا مينادزيم اونقت بعد اون دوستاي خارجي من با اونا يكي مسابقه ميدن سرشون گرم ميشه ما اينارو ميبرين . هم پيروز ميشيم و هم من به دوستام حال ميدم كه به خاطر اونا رفتيم با اينا مسابقه داديم
اقاي اقتصاددان : نه عمرا نميشه من قبول نميكنم چون من ادم دموكراتي هستم و به همين خاطر حرف حرف خودم هست
مش غلام : باشه حالا چرا ناراحت ميشي مسابقه بي مسابقه همينجا تو زمين خاكي خودمون يك گل كوچيك ميندازيم حال ميكنيم
اقاي اقتصاددان : نه اونم نميشه شما ميخواهي حال كن بليط بگير برو تو بازيهاي همون كشورا كه گفتي بازي كن
مش غلام : بابا منو تو پاك گيج كردي مگه قرار نبود فوتبال بازي كنيم
اقاي اقتصاددان : اره گفتم ولي الان ميگم نه ، چون شرايط فرق كرد اصلا روزنامه تو راي مياره كه نظر ميدي اصلا تو تاحالا بازار ارز ديدي چجوريه كه صداتو واسم بلند ميكني
برو بيروووووووون
مش غلام : خيلي خوب بابا نزن رفتم بخوابم ساعت 3 نصف شبه از صبح تو نت هستم اههههه
دو روز بعد
اقاي اقتصاددان : آقا من با تيم عفاب قرار يك مسابقه گذاشتم فردا صبح ساعت 6 صبح بلند شين از خواب بريم مسابقه به اون دوستات هم حتما بگو بيان . هميشه رفتن مسابقه دادن كاپ قهرمانيشو بردن پيش خودشون هيچ وقت نگفتن بيا اين كاپ قهرماني مال شما به همين خاطر بايد بيان برا مسابقه ف به ما مديون هستن ما هميشه رفتيم استاديوم تشويقشون كرديم
مش غلام : اي بابا مگه تو نگفته بودي مسابقه بي مسلبقه اونا خيلي قوي هستن در ضمن دوستاي خارجيشونو هم ميارن
اقاي اقتصاددان : اره ولي خود تو مگه نميگفتي ادم ميارم خوب بيار ديگه اين مسابقه
مش غلام : نه الان نميان خودشون مسابقه دارن رفتن با يك تيم ديگه حرف زدن الان دارن مسابقه ميدن وسط مسابقه كجا بگم بياد
اقاي اقتصاددان : نه بايد بيان نميشه نيان اونا به من مديون هستن يكبار خودم بازي فوتبالشونو از تلوزيون مستقيم نگاه كردن پس يه من مديون هستن اگه نيان ما ديگه تو تيم اونا نميريم برا مسابقه
مش غلام : حالا چي شد يكدفعه رفتي مسابقه انداختي
اقاي اقتصاددان : هيچي ديشب داشتم با سوباسا تلفني حرف ميزدم من بهش يك فحش دادم اون عوضيم جواب منو داد من قاطي كردم دگمه مسابقه را زدم تا درسي باشه براشون كه از اين غلطا نكنن
مش غلام : يعني به خاطر يك فحش مسابقه انداختي هيچ نگفتي اين هم تيمهاي من هم ادم هستند نظر اونا را بپرسم
اقاي اقتصاددان : هم تيميهاي من غلط ميكنند تو كار من دخالت ميكنند خدا به من قدرت داده تا مسابقه راه بياندازم نكنه ميخواهي تو كار خدا دخالت كني مي دوني سزاي دخالت تو كار خدا چيه ، خدا كاري ميكنه كه ديگه نتوني از خواب بلند شي هر قدر هم لوگ اين كني باز بيدار نميش و ميگه پرمانتالي بن شدي
مش غلام : ولي اينجوريا نيست من به تيم اعلام ميكنم كه نيان مسابقه
اقاي اقتصاددان : تو هر كاري دلت ميخواد بكن نصف تيم كه خودم هستم ( دروازه بان ، مدافع ، مهاجم ، هافبك ، مربي ) بقيه هم تا تو بيايي بهشون اس ام اس زدم و گفتم قبول بكنن و اونا هم چون تو خواب بودن ( سبح ساعت 6 ) همونجوري گفتن قبوله تا من ولشون كنم برن بخوابن ، شما نميتوني جلوي منو بگيري حالا ميخواهي برو دفاع بازي كن
مش غلام : باشه ديگه كار از كا رگذشته
يك روز بعد صبح ساعت 9 يا 10
مش غلام : مگه تو مسابقه نيانداخته بودي چرا اينا اومدن تو استاديوم ما دارن خودشونو گرم مي كنند
اقاي اقتصاددان : اين يك تاكتيك هست تو حاليت نميشه اينجوري اونا مجبورن تنهايي بيان مسابقه بعد ما شكستشون ميديم و وقتي رفتيم استاديوم اونا چون تنها هستن يك چاقوي دسته سفيد ميكنيم تو شكمشون
مش غلام : كي زده اين حرفو اونا بيان استاديوم ما ، ما مجبوريم تنهايي باهاشون بجنگي جون استاديوم اجاره هستش ولي وقتي بريم اونجا چون استاديوم مال خودشون هر كسي كه بخوان و پول بدن مياد برا مسابقشون
اقاي اقتصاددان : چند بار بگم تو چيزي حاليت نيست دهنتو ببندتو اندازه من ساب داري كه حرف ميزني تو اندازه من توپ پلاستيكي بين تازه واردا پخش كردي تا بهت مديون باشن و هر كي حرفي بزنه با كله به خاطر توپ پلاستيكي برن تو دهنش
مش غلام : باشه بازم حرف نميزنم فقط نبازيما
اقاي اقتصاددان: نه نميبازيم مگه نميبيني ما 8000 نفر تماشاگر داريم و اونا 4000 نفر
يك روز بعد صبح ساعت 9 يا 10
مش غلام :چرا مسابقه را باختيم
اقاي اقتصاددان: ما نباختيم دوستاي خارجي خودت گفتن ببازين
مش غلام : اونا غلط كردن با من اونا ديشب يك حرفي زدن ولي بعدا جوابي بهشون نداديم نقشه اجرا نشد و قرار نشد ببازيم در ضمن قرار اين بود كه استاديوم بدي بهشون نه اينكه ببازي
اقاي اقتصاددان : نه اصلا امكان نداره اونا گفتن وگرنه من نميباختم
مش غلام : خيلي خوب مشكلي نيست تا اونا به استاديوم گندمون حمله نكردن پرش كنيم از تماشاگر تا نتونن جرات كنند بيان
اقاي اقتصاددان : اره همكاري كنيد تا پوزشون بزنيم
مش غلام : باشه من هر كاري از دستم بربياد ميكنم
اقاي اقتصاددان : چاكرتيم
12 ساعت بعد شب ساعت 10-11
مش غلام :اونا اومدن واسه مسابقه تماشاگر هم نترسوندتشون حالا چيكار كنيم
اقاي اقتصاددان : حالا وقت هست تا فردا يك كاريش ميكنم
مش غلام : اگه بهمون لباس فوتبال و كفش و زانو بندو از اينا ندي ميبازيما
اقاي اقتصاددان : نه بابا ميدم از مدير فني تيم 2500 تومان گرفتم بريم خرج كنيم واسه مسابقه
چند ساعت مونده به پايان مسابقه
مش غلام : پس اين وسايل ورزشي كو ؟؟
اقاي اقتصاددان : وسايلو ميخواهي چيكار 10 تا گل زديم بهشون عمرا اينا نميتونن بيان به ما برسن
مش غلام : بابا اينا دوستاشون هنوز نيومده وسايل ندي ميبازيما
اقاي اقتصاددان : به كمك كاپيتان تيم گفتم براي چند تاتون جوراب ورزشي بخره برن با اونا بازي كنن حال كنن بعد دوستاي خارجيت هم قراره بيان اونا باشن كافيه شما برين بخوابين
مش غلام : از من گفتن با اين روش كه تو پيش گرفتي حتما ميبازيم
اقاي اقتصاددان : نه بابا عمرا نميازيم مگه نميدوني من استراتژين فوتبال هستم
مش غلام :من كه نديدم تا حالا ، شايد باشي
اقاي اقتصاددان : حالا به تو ربطي نداره من ادم دموكراتي هستم و به همين خاطر حرف حرف منه ، عامل مافيا
پلنزده دقيقه به پايان مسابقه
اقاي اقتصاددان : همه بازيكناي تيم من حمله كنيد به دروازه اين نامردا 8 تا گل زدن دارن ميرسن به ما
مش غلام : با چي بازي كنند اينا ، نكنه با جوراب ورزشي ميخواهي گل بزنن
اقاي اقتصاددان : .............( جوابي شنيده نشد )
مش غلام : ( در حال حمله به دروازه حريف با وسايل ورزشي خودش )
دو دقيقه بعد مسابقه
اقاي اقتصاددان : اي داور نامرد گلهاي مارو حساب نكرد گلهاي اونا رو 5 برابر حساب كرد اين عادلانه نيست اونا تقلب كردند
مش غلام :تقلب كجا بود اگه داور سوت نميزد 10 تا گل ديگه هم ميزدن
---------------------------------------- ------------------------------
پايان
تيتراژ پاياني فيلم
مش غلام و كل هم تيمهاي اقاي اقثصاد با هم به اين نتيجه رسيدين كه اونو از مربي گري و كاپيتاني و دروازه باني و مهاجم بودن بگذارن كنار نه به خاطر اينكه از تيم عقاب شكست خورد ، نه . بلكه به خاطر اينكه خودش باعث شكست شد با شيوه اعتقادش به دموكراسي كه از اون دم ميزد و عدم تجربه و كفايت لازم كه دست به دست هم داد تا مسابقه فوتبالي كه ميشد به سادگي برد به باخت تبديل بشه
حالا اگر هم شكست ميخورديم باز باهم شكست ميخوريم نه به تنهايي
گزارشگران بعدا گزارش دادن كه آقاي اقتصاد خودش تو اون بازي با دمپايي بازي كرده و حتي يك توپ را هم به اوت زده
همچنين اقاي اقتصاد كه شكست خودشو تقصير مش غلام و دوستاش ميدونست و اعتقاد داشت كه در حقش ظلم شده و بايد اون مربي تيم ملي هم ميكردن براي انتقام گيري سرزده از ديورا خونه مش غلام بالا رفت تا بگه من صاحب اينجام و دوره بعد براحتي بتونه مربي گري تيم ملي را بدست بياره ولي هم تيميهايي مش غلام كتكي مفصلي به آقاي اقثصاد زدند كه تا عمر داره يادش نميره
البته ظاهرا يكي از نوچه هاشم فرستاده ايفون خونه مش اسماعيل را زده و فرار كرده كه همسايه ها در حال فرار ديدنش : دي
در همين حيت خبر ميرسه كه 30-40 نفرو مامور كره تا از صبح تا شب بشينن واسه خدا نماز بخونن تا اگه اين مش غلام حرفي زد زود خدا پاكش كنه
english version for admin :
irony media reporter is here and test your erepublik media system


spam :D
spam
spam :D
:?
spam
SPAM
:??
تخریب شخصیت از این علنی تر ندیده بودم
بس کنید دیگه
گندش رو در آوردید
خیلی طولانیه نخوندم
بدون وت
با توجه به کامنتهای دوستان
خدایا آخر عاقبتمونو بخیر کن :D
میذاشتی دعوای مجلس و دولت تموم شه بعدا داستان فوتبالو پخش میکردی
راستی تیم سوباسا شاهین بود، عقاب ماله واکی بود :دی
چقدر این اقتصاد دان منو یاد یه ادمی می ندازه که اسمش با پ شروع می شه
اتیلا دعوا راه ندازی شبت روز نمی شه نه
عیب نداره تو این ارتیکل که دعوا رو اقامه کنین می شین یک یک
بعد دیگه خواهش با هم فوتبال بازی نکنین
هر دورتر بشین از همه بهتره به نظرم یکی بره بسکتبال یک هم فوتبال اون وطوری تداخل نمی کنین
اومدم بگم اسپم دیدم بچه ها گفتن
اما خدایی خوب اومده بودی مش غلام
چه بيكارن مردم
من همين دوخط رو مينويسم خسته ميشم
:D:D:D
بابا تخریبچی
بابا مش غلام
با حال بود
دمت گرم
ولی تو هر بازی ما داریم استادیوم میدیم ها این دفعه فکر کنم استادیوم 1600 نفریمون بره!!!!!!!!!!!!
راستی دوستانی که ریپرت ا س پ م دادین:
از این با ربط تر به بازی روزنامه ندیدین فکر میکنین اس... هستش؟
مش غلامی که بازی بلد نیست
کفش ، جوراب ، لباس
کیفیت 10 میگرفت کاری
نمی تونست بکنه
:P
ahay admin in vahid dare durugh mige ma systemeto check nemikOnim kamelan jedi goftim SPAM :d
=))))))))))))
اون مش اسماعیل چه قدر آشنای !!!
من فکر کنم اونی که زنگ زده در رفته رو هم بشناسم =))
آخه تا جایی که یادمه خودم با بچهها گذاشتیم دنبالش اونم از ترسش دمشو گذاشت رو کولش در رفت!!!
lol
کلی خندیدم
:-)
کجاش اسپمه شماهام یاد گرفتین هی...
مش غلام و عشق است
من این داستان و 1جای دیگه هم خونده بودم
راستی چرا نگفتی مش غلام بعد از اینکه استادیوم و دادن کلی سیگار کشید؟؟؟
:))