96
خاطرات ایرپابلیکی قسمت 7 / مبارزه ی راکی آتیلا و اشکان جیوه
هرکی رای نده مدیون منه:ی
در ضمن از آتیلا و اشکان میخوام تا با هم رفیق باشن و این مسائل رو وارد مدیای ایران نکنن
همچنین اگه شوخی میکنم با این داستان امیدوارم به هیچ کدومتون بر نخوره
من همتونو دوست دارم
نوشتن طنز کار منه پس دلگیر نشید از من
هنوز رو همون تخت بیمارستان بودم ... البته حوصله ام سر رفته بود ، لیدی پرستار همچین یه خورده سه میزد ؛ راستیتش اونی
نبود که من میخواستم . تو فکر یه راهی برای سرگرمی بودم که یه تلوزیون آوردن تو اتاق ...
تلوزیون روشن شد :
((
دقایقی دیگر رینگ آماده ی رقابت نهایی این فصل خواهد بود
راکی بل... ببخشید آتیلا(به جون شما پسره ) ... با دوبنده ی قرمز در سمت راست
و اشکان جیوه .. بدون دوبنده در سمت چپ:ی
داور مسابقه قبل از ورود به رینگ پاش گیر میکنه به پای اشکان جیوه و با صورت روی زانوی آتیلا که در حال بستن بندهای پوتینش چمپاته شده فرود میاد .
تلاش جک شپرد دکتر یانکیایی که از هواپیمای سقوط کرده در نزدیکی قزوین (همون هواپیمایی که تو قسمت قبل خواب میدیدم ) جون سالم به در برد ، هم چنان بی نتیجه بوده .
البته ساویر دیگر نجات یافته ی هواپیما که از پیدا کردن شهر تهران نا امید شده به عنوان داور ذخیره اعلام آمادگی کرده .
دوربینها به صورت کج از این کشتی دیدنی فیلم برداری میکنن ، تماشاگرنماها دارن به این نتیجه میرسن که جک شپرد خودشو دکتر جا زده و با دادن 50 گلد دزدیده شده توسط گروه مافیا از خزانه ی چین به جوکتور کرررردان تونسته یه مدرک جعلی از دانشگاه علم و وحشت سمرقند تهیه کنه .
به هر حال ناظران این دیدار به این نتیجه رسیدن تا ساویر رو همراه با قویترین شرایط امنیتی به عنوان داور این مسابقه وارد رینگ کنن . ساویر در همین ابتدا تقاضای قفس آهنی کرده ؛ البته حق هم داره بینندگان ما در آن سوی شیشه ی تلوزیون هم کُپ کردن
راکی آتیلا وارد رینگ میشه ... و به سیبیلای ستار خانی دستی میکشه و گارد قلیون میگیره ، در همین حال اشکان جیوه با کتابی از ایرج میرزا وارد رینگ میشه و رو به تماشاگرنما ها میگه " چون شکلات است پدر سوخته " .
دو مبارز رو در روی هم قرار میگیرند . روی یک میز سنتی با قالیچه ی کرمون چش در چش به هم نگاه میکنن
اتیلا با یه حرکت کاملا حرفه ای رو به اشکان جیوه
"
اون شب مهتابی رو حتما" یادته
کله ی مرغابی رو حتما" یادته
چی فکر میکردی و چی شد جیوه جون
تو هم اسیر میشی یه روز به قلیون
"
البته اشکان جیوه هم در یک زد حمله ی کاملا تمرین شده به اتیلا یورش میبره
"
من زن قلیون نمیشم به هیچ وجه
مثل تو شیطون نمیشم به هیچ وجه
زمین بری هوا بری آتیلا
بچه ی تهرون نمیشی به هیچ وجه
"
در این لحظه تمام حاضران می ایستند واقعا " زد حمله ی زیبایی رو از اشکان جیوه شاهد بودیم احسنت به این شیر بچه ی مافیایی تخس و فحاش ایران زمین
آتیلا که در یک لحظه قافلگیر شده بود در پی تدارک یه حمله ی دیگه :
"
بلاش بهت قول چی چی داده بود؟
خودم دیدم تمبونت افتاده بود
چی شد که مافیا رو صاحب شدی؟
بگم ؟ بگم ؟ .... نه نمیگم / به هیچ وجه:ی
"
در این لحظه به دستور رئیس کمیته ی انضباطی دو مبارز از رینگ اخراج میشن و مسابقه نیمه کاره به نفع دشمنان ایران به پایان میرسه
))
تلویزیون رو خاموش میکنم
ترجیج میدم پرستارم 3 بزنه و یدم چرت و پرت هاشو تقدیم اعصاب داغون من کنه
.
.
خوب داشتم میگفتم ... ویوا سرباز ... چی شد که بعد از فایت اسلحه تو دستات غیب شد ؟
راستی این دفعه خواستی بری فایت کنی منم با خودت ببر !!!!
پایان قسمت هفتم
//////////////////////////////////////// //////////////////////////////////////// ////////
لینک قسمت اول خاطرات یک شهروند ایرپابلیک = اولین روز زندگی در ایرپابلیک
http://www.erepublik.com/en/article/-1-854438/1/20
لینک قسمت دوم خاطرات یک شهروند ایرپابلیک = کازینو و لیدی پارتی نداریم
http://www.erepublik.com/en/article/-1-855559/1/20
لینک قسمت سوم خاطرات یک شهروند ایرپابلیک = بیسبال
http://www.erepublik.com/en/article/-1-856393/1/20
لینک قسمت چهارم خاطرات یک شهروند ایرپابلیک = آن دنیا رفتگان
http://www.erepublik.com/en/article/-1-862174/1/20
لینک قسمت پنجم خاطرات یک شهروند ایرپابلیک = ویوا سرباز
http://www.erepublik.com/en/article/-5-1-862844/1/20
خاطرات ایرپابلیکی قسمت 6 - در پی انقلاب در هیلیانگ آذربایجان پایتخت ایران شد
http://www.erepublik.com/en/article/-6-1-864142/1/20
//////////////////////////////////////// //////////////////////////////////////// ///////
در ضمن از آتیلا و اشکان میخوام تا با هم رفیق باشن و این مسائل رو وارد مدیای ایران نکنن
همچنین اگه شوخی میکنم با این داستان امیدوارم به هیچ کدومتون بر نخوره
من همتونو دوست دارم
نوشتن طنز کار منه پس دلگیر نشید از من
هنوز رو همون تخت بیمارستان بودم ... البته حوصله ام سر رفته بود ، لیدی پرستار همچین یه خورده سه میزد ؛ راستیتش اونی
نبود که من میخواستم . تو فکر یه راهی برای سرگرمی بودم که یه تلوزیون آوردن تو اتاق ...
تلوزیون روشن شد :
((
دقایقی دیگر رینگ آماده ی رقابت نهایی این فصل خواهد بود
راکی بل... ببخشید آتیلا(به جون شما پسره ) ... با دوبنده ی قرمز در سمت راست
و اشکان جیوه .. بدون دوبنده در سمت چپ:ی
داور مسابقه قبل از ورود به رینگ پاش گیر میکنه به پای اشکان جیوه و با صورت روی زانوی آتیلا که در حال بستن بندهای پوتینش چمپاته شده فرود میاد .
تلاش جک شپرد دکتر یانکیایی که از هواپیمای سقوط کرده در نزدیکی قزوین (همون هواپیمایی که تو قسمت قبل خواب میدیدم ) جون سالم به در برد ، هم چنان بی نتیجه بوده .
البته ساویر دیگر نجات یافته ی هواپیما که از پیدا کردن شهر تهران نا امید شده به عنوان داور ذخیره اعلام آمادگی کرده .
دوربینها به صورت کج از این کشتی دیدنی فیلم برداری میکنن ، تماشاگرنماها دارن به این نتیجه میرسن که جک شپرد خودشو دکتر جا زده و با دادن 50 گلد دزدیده شده توسط گروه مافیا از خزانه ی چین به جوکتور کرررردان تونسته یه مدرک جعلی از دانشگاه علم و وحشت سمرقند تهیه کنه .
به هر حال ناظران این دیدار به این نتیجه رسیدن تا ساویر رو همراه با قویترین شرایط امنیتی به عنوان داور این مسابقه وارد رینگ کنن . ساویر در همین ابتدا تقاضای قفس آهنی کرده ؛ البته حق هم داره بینندگان ما در آن سوی شیشه ی تلوزیون هم کُپ کردن
راکی آتیلا وارد رینگ میشه ... و به سیبیلای ستار خانی دستی میکشه و گارد قلیون میگیره ، در همین حال اشکان جیوه با کتابی از ایرج میرزا وارد رینگ میشه و رو به تماشاگرنما ها میگه " چون شکلات است پدر سوخته " .
دو مبارز رو در روی هم قرار میگیرند . روی یک میز سنتی با قالیچه ی کرمون چش در چش به هم نگاه میکنن
اتیلا با یه حرکت کاملا حرفه ای رو به اشکان جیوه
"
اون شب مهتابی رو حتما" یادته
کله ی مرغابی رو حتما" یادته
چی فکر میکردی و چی شد جیوه جون
تو هم اسیر میشی یه روز به قلیون
"
البته اشکان جیوه هم در یک زد حمله ی کاملا تمرین شده به اتیلا یورش میبره
"
من زن قلیون نمیشم به هیچ وجه
مثل تو شیطون نمیشم به هیچ وجه
زمین بری هوا بری آتیلا
بچه ی تهرون نمیشی به هیچ وجه
"
در این لحظه تمام حاضران می ایستند واقعا " زد حمله ی زیبایی رو از اشکان جیوه شاهد بودیم احسنت به این شیر بچه ی مافیایی تخس و فحاش ایران زمین
آتیلا که در یک لحظه قافلگیر شده بود در پی تدارک یه حمله ی دیگه :
"
بلاش بهت قول چی چی داده بود؟
خودم دیدم تمبونت افتاده بود
چی شد که مافیا رو صاحب شدی؟
بگم ؟ بگم ؟ .... نه نمیگم / به هیچ وجه:ی
"
در این لحظه به دستور رئیس کمیته ی انضباطی دو مبارز از رینگ اخراج میشن و مسابقه نیمه کاره به نفع دشمنان ایران به پایان میرسه
))
تلویزیون رو خاموش میکنم
ترجیج میدم پرستارم 3 بزنه و یدم چرت و پرت هاشو تقدیم اعصاب داغون من کنه
.
.
خوب داشتم میگفتم ... ویوا سرباز ... چی شد که بعد از فایت اسلحه تو دستات غیب شد ؟
راستی این دفعه خواستی بری فایت کنی منم با خودت ببر !!!!
پایان قسمت هفتم
//////////////////////////////////////// //////////////////////////////////////// ////////
لینک قسمت اول خاطرات یک شهروند ایرپابلیک = اولین روز زندگی در ایرپابلیک
http://www.erepublik.com/en/article/-1-854438/1/20
لینک قسمت دوم خاطرات یک شهروند ایرپابلیک = کازینو و لیدی پارتی نداریم
http://www.erepublik.com/en/article/-1-855559/1/20
لینک قسمت سوم خاطرات یک شهروند ایرپابلیک = بیسبال
http://www.erepublik.com/en/article/-1-856393/1/20
لینک قسمت چهارم خاطرات یک شهروند ایرپابلیک = آن دنیا رفتگان
http://www.erepublik.com/en/article/-1-862174/1/20
لینک قسمت پنجم خاطرات یک شهروند ایرپابلیک = ویوا سرباز
http://www.erepublik.com/en/article/-5-1-862844/1/20
خاطرات ایرپابلیکی قسمت 6 - در پی انقلاب در هیلیانگ آذربایجان پایتخت ایران شد
http://www.erepublik.com/en/article/-6-1-864142/1/20
//////////////////////////////////////// //////////////////////////////////////// ///////

aval:D
هه چیز باحالی بود ممنون.
شب بمهتابی))))
دیگه نظری ندارم ..
کارت عالیه
)
بی نظیر بود کلی خندیدم
چه بگویم چون کردی
VOTE ☺
خیلی باحال بود)
voted
khaste nabashi kheyly bahal bood
VoTe
3 ya 4 mah dige yeki biyad in roozname ro bekhoone chi migi ba khodesh
)
voted
خیلی از خاطرات ایروپابلیکی خوشت آمده که حی روزنامه می زنی؟
@ali_mzzm
آره
مهدی یک پیشنهاد بهت دارم ، یک پیام به آتیلا و اشکان بده و لینک این جا رو براشون بفرست ، کلی می خندیم!
قسمت بعدی اگر خواستی در مورد مسابقات مبین و ..... ( سانسور) هم یک چیزی بنویس:دی
اگه چیزی تو این خاطراتت راجع به من هم نوشتی نوشتی!!!!!!!!!!!!!!!!
خیلی باحالی :د
وت
ولی یک چیزی می گم باور کن!
از رئیس جمهورا بترس همشون یه چیزی دارن ، زیااااد!
bahal bood vote dadam madyoon nasham
مولتی ؟؟؟؟
قشنگ بود
vote ) sub
واقعا قشنگ بود
کلی خندیدم
ادامه بدین
@SHARJADID
یادم میاد یه دفه یه نفر همچین حرفیو زد
حالا دیگه نیست
harf nadasht:D
سلام ... واقعا عالی بود و خسته نباشی :
دوستان ... این اهنگ رو حتما گوش کنید ... شاهکاری از استاد شهرام ناظری در حمایت از موج سبز میهن :
<a href="http://www.4shared.com/get/116338960/31ef3d6f/Shahram_Nazeri_-_Irane_Kohan_-__KhosousiBlogfaCom_.html" target="_blank">http://www.4shared.com/get/116338960/31e[..]html</a>
اگر خوشتون اومد توی شاتهاتون بزنید تا همه گوش کنند
عالی بود
vote:D
avalank man eteraz mikonam b magham shamekhe ghelyon tohin kardi:D
dovoman ali bod damet garm
آقا من دارم از خنده مي تركم)))
وت و ساب
دستت درد نکنه
واقعا هم قلمت خوبه هم طنزت قویه
ولی چون معمولا خبر مهمی تو آرتیکلات نیست وت نمیدم
تاپ 5 باید اونایی باشن که مطلب ضروری برای خوندن و به خصوص برای تازه واردا دارن
پس دلگیر نشو
عوضش ساب زدم و پیگیرم
خیلی خیلی عالی بود...کلی خندیدم
وت
انشاالله موفق باشین.
هم جنان ادامه دارد اسپم نویسیت ؟؟؟
قشنگ بود
مرگ بر این .... مردم فریب
مرگ بر این .... مردم فریب
vote )
rasty to bery ketab benevisy pooldar mishy
قشنگ بود. مخصوصاً شعرهاش. ولی یه موضوعی که هست اینه که من احساس کردم دارم رمان می خونم. حالا رمانه یا داشتان کوتاه؟:دی
به هر حال عالی بود. اینم در جواب به اون آقایی می گم که گفت 5 تا تاپ باید مطالب ضروری باشن:
صبح از خواب پا می شی
می ری مدرسه! زنگ اول ریاضی! زنگ دوم فیزیک! زنگ سوم شیمی! زنگ آخر بازم ریاضی!
میای خونه، کلی کار داری! می شینی کاراتو انجام می دی! کلی خسته ای، میندازی خودتو رو کاناپه تلویزیون رو روشن می کنی! می بینی یه آقایی اونجا نشسته داره در مورد امتحانات آخر سال صحبت می کنه! بعد اونجاست که حالت بهم بخوره. حکایت این کامنت شما هم همینه! میای تو بازی، مسائل سیاسی، می ری اونورتر، پیس، اونورتر، جنگ روسیه و آمریکا، اونورتر،....
حالا یه بنده ی خدا اومده دل مردم رو شاد کنه! شاید یکی دلش نخواد تو بحث سیاسی شرکت کنه! مقاله اگه مهم باشه تاپ می شه. پس این حرفی که شما می زنین رو من باهاش مخالفم
وسلام
وت
ساب
یه دورانی این مهدی ما اینقدر تند بود و عصبانی ... باید می اومدی می دیدی!
تا یک مقالهمی دید میومد می نوشت اسپم و کلی فحش به مادر و خواهر و همسر و خود نویسنده می داد.
حالا طبع طنز نویسیش گل کرده!
کلی برا خودش صادق هدایت شده و عکس اونو رو آواتورش می زاره و ..
باشه:دی موفق باشی!
باحال بود...
مرسی
خیلی عالی بود
چه قشنگه که اینجا حداقل طنز داشته باشیم .
Voted ,Sub
یه اشتباه راجع به اشکان اچ جی
برخی از دوستان فکر کردن که اچ جی به معنای جیوه در جدول عناصر هست.اما اچ جی مخفف نام خانوادگی اشکان هست و همون "حق گو".به هر حال لازم دونستم بگم